دیدی نگاه که میکنی به قوانینی که شکستی .به باید ها و نباید هایی که خودت درست کرده بودی و خودت هم شکستی . بعد هیچ حسی نداری؟ نه پشیمونی نه رضایت ؟ هیچی؟ حتی شاید یه کم هیچی مایل به رضایت؟
دیدی بعضی وقت ها بر میگردی و میبینی کارهایی رو انجام دادی که یه روزی حتی فکرشم نمی کردی؟
آره منم همون حس رو دارم . به از دست داده هام به بدست آورده هام . همشون یه عکسن . و من تنهام و دارم باهاش حال میکنم
اند اوری وان الس کن گو فاک هیمسلف
من با خودم خوشم . تمام کارهایی که کردم خوب یا بد انتخاب خودم بوده . خواسته خودم بوده . این منم . من جدید . با تمام گذشته و آیندم
دلم میخواد سه چهار سال بغلت کنم و حتی مجبور نباشم برم برم دستشویی. فقط تو بغلت بمونم بلکه این درد لعنتی آروم بگیره. بلکه این درد بی تو بودن آروم بگیره
میترسم انقذر اذیت بشم تا اینکه اون روزی که واقعا بغلت میکنم انقدر خسته باشه روحم که دیگه برام اهمیت نداشته باشه. مثل آرزویی که چند سال دیر براورده میشه و دیگه مزه اولش رو نداره.
دردندارند دیگر .
روزی که رفتی مرگ تمام درد هایم را با خودش برد. مرده ها درد نمیکشند.
از تو خواهشی دارم. بر نگرد دیگر. زنده ام نکن...
فرقی نمیکنه چقدر از نبودنشون بگذره اون درد هیچ وقت کم نمیشه آروم نمیشه تو دیگه هیچ وقت "تو"ی سابق نمیشی انگار یه تیکه از وجودت رو در آورده باشن و لبه هاش رو به هم بخیه زده باشن هر وقت تکون بخوری کشیده میشه تیر میکشه یادت میاره که اون قسمت از وجودت دیگه نیست
خیلی از ماها وقت نمیکنیم به این آدما بگیم چقدر دوستشون داریم چقدر برامون مهم و حیاتی اند درگیر روزمرگی هامونیم و فکر میکنیم که اونا میدونن و روش حساب میکنند . خیلی وقت ها نمیفهمیم که چقدر مهمه که بگیم بهشون . چقدر مهمه که همین الان بگیم بهشون چون ممکنه چند روز دیگه خیلی دیر باشه
فراز هیچ وقت کم رنگ نشد . عشق هیچ کدوم از ما بهش کم نشد و نمیشه . اون بین ماست .بین نگاهمون هر دفعه که به آسمون میندازیم و هر دفعه که از دیدن یه شهاب داد میزنیم "شهاب" یا هر دفعه که توی تیر ماه میریم قصر بهرام یا هر دفعه که مافیا بازی میکنیم یا هر دفعه که یه پسر چشم آبی میبینیم که خنده اش ناخوداگاه آدم رو آروم میکنه ...
بعضی آدما مثل فراز تو تمام خاطرات گذشته و تمام لحظه های حال ریشه دارند .هیچ وقت کهنه نمیشن هیچ وقت از ارزش خاطره هاشون کم نمیشه هیچ وقت لابه لای بقیه خاطره ها گم نمیشن
متاسفم که به وقتش نشد بهت بگم که چقدر برام عزیزی و ارزش داری . امیدوارم الان خودت بدونی
راحت بخاب فراز
روحت شاد
بشینیم کنار هم و سرم رو بذارم رو پات و چرت و پرت بگم از خستگی
کاشکی این فاصله ها رو هم میشد با یونولیت پر کرد درست مثل طراحی فنی
خیلی کاشکی های دیگه هست که تو گلوم خشک شده.
دلم واست تنگ میشه میفهمی؟؟
چشمانم را که میدزدم
از تو فرار نمیکنم ٬
از لحظه ای فرار میکنم که از درون چشمانم غم درونم را بخوانی
چيزى نميخواهم،
فقط دستت درد نكند،
با مسافر بعدى،
"چند شب با تو بودن"
برايم بفرست
ببخشید که این چند وقت نمی نوشتم یه کم سرم شلوغ شده بود
یکی از دوستای خوبم نظر خصوصی داده بود و گفته بود که نوشته هام رو کپی کرده
خواستم بگم که از نظر من اشکالی نداره در صورتی که اسم من یا این بلاگ رو بیارین که کپی رایت هم یه جورایی زیر پا گذاشته نشه
ممنونم
یک جفت گوش میخواهم ، سنگین
که وقتی حرف هایم تمام شد مطمئن باشم که چیزی نشنیده است
آن قسمت از روحت را که دم دست بقیه است نمی خواهم
آن قسمت ها را که بار ها داده ای و پس گرفته ای باشد برای همان هایی که...
به من آن تکه از روحت را بده که از روز ازل تنها و تنها برای من نگهش داشته ای
بگذار قله های فتح نشده اش را فتح کنم
بگذار بر تو بوزم و بگذرم
بگذار تا مانند نسیم باشم و نباشم
بگذار بال هایت را باز کنم
با من پرواز کن
پرواز زیبایی من است
سکوت سرد افسون چشمان سیاه تو
مرا به عمق سرداب این خیال واهی رساند
که میگفت
تو مال من خواهی شد
اگر خیال سفر داری
باشد برو
خدا به همراهت
بال هایت را نمی بندم
باشد که به پاس این کارم
یک روز کسی بند از بال های من نیز باز کند...
توی ظلمت این شب سیاه
فقط دنبال دست های تو میگردم
اما
تنهایی چه مهربان دستم را می گیرد
لبخند میزند و به گرمی دستم را میفشارد
آه آشنای قدیمی ام
چه خوب حداقل تو اینجایی
افسون گیسوانم را بر روی شانه هایت میریزم
باشد که از جایشان بال های تو برویند
انقدر جیغ بزن تا بگن دیوونست! چون اگه خفه شی واقعا دیوونه میشی اون وقت دیگه نمیگن دیوونست بهت میگن :"آخی"
اون آدم و جلوت تصور کن و هر چی خواستی بهش بگو به اصطلاح بالا بیار روش قشنگ! یه 5-6 ساعتی تیر میکشه و بعد کلی راحت میشی، همون جا تو دستشویی خوابیدی هم خوابیدی اشکال نداره بالاخره اون همه خون که داره از زخم هات میاد بیرون باید بره تو یه چاهی چیزی همین جوری که نمیشه که ، ماشالا زخم هات یکی دو تا هم نیست که! 16 سال زخمه! گند میزنی به همه جا بابا جون ، همون جا بخواب اشکال نداره...
چه سبک میشوم وقتی ماشه را میکشم
با روح تو انگار
غصه های من نیز پر میکشند
دلم مثل سیر و سرکه داره می جوشه
چشم هام رو توی جمعیت می چرخونم ، باز نمی بینمت
نفسم داره سنگین و سنگین تر میشه
پس کجایی؟
"عروس رفته گل بچینه "
بازم که نیومدی، بازم که دیر کردی، دیدی یادت رفت ، دیدی منو یادت رفت
شایدم اومدی و من نمی بینمت، آره حتما اومدی ، دوباره همه رو تک تک نگاه میکنم بلکه تورو ببینم ، شاید تو از همون اول هم اومده بودی و من حواسم نبوده
دیگه اشک هام داره میریزه ، دیگه نمی تونم نگهشون دارم پس کجایی؟...
دیگه داره تموم میشه... ازت خواهش می کنم حداقل این آخرین دقیقه ها رو بیا ، بیا و ...بقیه اش مهم نیست، فقط بیا
"عروس رفته گلاب بیاره"
می خوام نا امید بشم از اومدنت اما نمیتونم، دلم نمیاد
ببین، تا همین لحظه های آخر هم منتظرت بودم ، شاید بیای، شاید بیای و توی این آخرین لحظه های مال تو بودن من رو ببینی، تا بتونم ببینمت و ازت خداحافظی کنم،
اشک هام دیگه داره می ریزه ، ثانیه ها میگذرند، دیگه کمکم باید از جمعیت چشم بردارم،
نمیتونم ،نمیشه ، میترسم بیای و نبینمت، میترسم خنده ات رو از دست بدم وقتی از در میای تو
دیگه وقتی نمونده، ثانیه هام دارن تموم میشن، وقت خداحافظی دیگه تمومه و تو نیومدی و همه حرف هام نیمه کاره مونده
الان دیگه فقط لای اشک هام میتونم بگم دوستت دارم، تا قبل مال کس دیگه ای شدن میخوام بهت بگم که چقدر دوستت دارم، حتی اگه گوش ندی مثل همیشه، همیشه ای که توش نبودی، نخاستی که باشی، نبودی ، نیستی، نیومدی...
دیگه باید ازت خداحافظی کنم، دیدی تا همین لحظه هم یادت بودم، دیدی کدوممون بی وفا شد... گفته بودی من میشم، دیگه وقتشه که حرفت رو پس بگیری
تموم شد... همه چی تموم شد، اون همه رویا و امید و دارم تو صندوقچه قلبم قفل میکنم...
"آیا وکیلم؟"
سرم و بالا میگیرم و به یادت میگم:" بله"
fekr konam dige vaghtesh shode ye chizi benevisam, ahange benyamin dare mikhoone o man koli harf miad too maghzam o charkh mizane , koli ehsas, koli adam ke edelam vasashoon tang shode o koli ehsas ke alan ham khordan o omadan bala
chand rooz pish be yeki az doostam harfe jalebi zadam, goft yadi az ma nemikoni, goftam man hamash be yadetoonam faghat be rooye khodam nemiaram!
"oon ke az poshte derakhta migzare, shayad manam, ke daram tanhayi ba yade to parse mizanam"
delam vase hezar ta adam tang shode ke mikham esmashono tak tak begam, kash inja ham mishod mesle facebook tag eshon kard ta befahman aghajoon, man delam baratoon tang shode! vase rasad ha delam tang shode, vase pooria, vase payam, vase ilia, vase farhang, vase faraz, niloofar, aghaye tafreshi, hashem simab, meysam yaghoobi, banafshe,shahrokh, dorsa, shafagh, peyman norozi o aghaye norozi, vase teymoor, vase javad eshraghi,vase hameye hameye hameye nojomia, vase tak take rasad ham delam tang shode, vase asemone por setare delam lak zade, vase ali matin far delam tang shode, vase barmak, vase farnoosh, hata vase vahid,
hich kas nemidone man tak take in adamaro cheghadr doost daram :) cheghadr delam mire be yadeshoon o delam tang mishe vaghti beheshon fekr mikonam :)
delam mikhad ye ghesmatayi az gozashtamo az khateram dar biaramo dar aghosh bekesham,
in posto minevisam vase inke begam cheghadr doseton daram ghable inke dir beshe, ghable inke farda beshe, hamin emrooz , hamin alan, hamin lahze, hamin lahze ke delam havaye hamatono karde mikham in posto bezaram:)
peynevesht: bloge azizam kheyli kheyli kheyli kheyli dooset daram:)
ye gooshe neshastim o darim az panjere biroono negam mikonim,
koole bare gham roye dooshemoone o sholeye omide toye delemon kam kam dare az too misoozoonatemon,
zol zadim be biroon o az sanginie shone hamon hata nemitonim tekon bokhorim,
dast ha be ham gereh khorde, angosht hamoon az dard kerekht shode...